على محمدى
89
شرح اصول استنباط ( فارسى )
3 - سئوال كه طلب مساوى از مساوى است لا على سبيل الاستعلاء . 4 - دعاء كه طلب سافل از عالى برحسب رتبه است لا على سبيل الاستعلاء بل على سبيل التذلل و التضرع و . . . حال امر به معناى طلب فعل به كدام معنى است ؟ مىفرمايند : امر به معناى طلب الفعل بالقول استعلاء در اين تعريف نكاتى وجود دارد كه به منزله جنس و فصل است : 1 - كلمهء طلب كه شامل ماده و هيئت امر و ماده و هيئت نهى مىشود و نيز شامل سئوال و دعا هم هست چون در تمامى اينها طلب و خواستن هست . 2 - كلمهء الفعل : خارج كرد ماده و هيئت نهى را كه طلب ترك است و سيأتى فى بابه . 3 - طلب الفعلى منظور است كه متعلق به فعل غير باشد يعنى طلب الفعل من الغير نه مطلق الطلبى كه قدر جامع ميان طلبى است كه يتعلق بفعل غيره و بفعل نفسه كطالب العلم و طالب الضالة و طالب الحق و . . . البته اين قيد را مصنف بيان نكرده چون نيازى به بيان نداشته و مراد روشن است كه مادّه امر به اين معنا صدق نمىكند . 4 - بالقول : اين كلمه در تعريف مشهور آمده و به احتمال قوى منظورشان احتراز از كتابت و اشاره باشد و شايد هم قيد غالبى باشد ( در مادهء نهى توضيح دادهام ) ولى مصنف مىفرمايد : ما صرفا بخاطر پيروزى از مشهور اين كلمه را آورديم و گرنه عندنا قول موضوعيت نداشته و امر كتابتى هم همين احكام را دارد . 5 - كلمهء استعلاء : بدينوسيله باب سئوال و دعا خارج شد زيرا در آن دو باب هم طلب الفعل بالقول هست يعنى مساوى به مساوى مىگويد : ناولنى الكتاب